جشن عروسی، نامزدی یا تولد در پیش دارید؟

چک لیست، مدیریت هزینه و کارت دعوت آنلاین شما با بزمینه

واقعیت هایی در مورد ازدواج و فواید ازدواج عاقلانه - سری دوم

واقعیت هایی در مورد ازدواج و فواید ازدواج عاقلانه - سری دوم

ازدواج عاقلانه می‌تواند زندگی شما را فوق ‌العاده کند. ازدواج شراکتی رشد دهنده است که در آن هر دو همسر احساس می کنند مورد توجه و حمایت یکدیگر قرار دارند. یک قدم اساسی در راه ازدواج عاقلانه، شناخت خود است.

خود را بشناسید

گاهی برای شناخت خود به سالها زمان نیاز داریم. دو نفر میتوانند با شناخت اندکی از خود وارد فرایند ازدواج شوند. اما وقتی فرایند شناخت و هویتیابیتان خوب رشد کرده باشد، در واقع زمانیکه خودتان را به‌خوبی بشناسید، فرایند انتخاب همسر مناسب برای شما خیلی راحتتر خواهد بود.

هرچه بیشتر زوایای وجودیتان را بشناسید و دربارهی خودتان بیشتر بدانید، در هنگام انتخاب شریک و همسر روحیتان جهتگیری درونی شفافتری دارید. زمانیکه دربارهی ویژگیهای جسمانی، احساسی، هیجانی، هوشی و روحیتان اطلاعات کافی داشته باشید، بهعنوان فردی که در فرایند انتخاب قرار میگیرد، دقیقتر عمل خواهید کرد. اشخاصی که مرحلهی آشنایی را گیجکننده مییابند، درواقع با خودشان آشنا نیستند.

 چطور خودتان را بشناسید

آدمها پیچیده هستند. ازدواج بخشهای بسیاری از وجود ما را در فرایند زندگی مشترک آشکار میکند. ازدواج چالشی در زندگی بهوجود میآورد. پس لازم است دربارهی خودتان مطالعه کنید تا تمام ویژگیهایی را که از شما فردی بیهمتا میسازد، بشناسید. برای اینکه بهتر خودتان را بشناسید، از پنج راهبرد پیشنهادی استفاده کنید:

راهبرد اول

به بیست سؤال زیر پاسخ دهید. دست‌کم یک بند پاسخ برای هر سؤال بنویسید.

مهمترین فرد در زندگیتان چه کسی است و چرا؟

مهمترین رؤیایی که در زندگی مایلید به آن برسید، چیست؟

در زندگیتان چه کسی بیشتر از همه میتواند شما را عصبانی کند و چه رفتار خاصی انجام میدهد که موجب عصبانیت شما میشود؟

در زندگیتان چه کسی بیشتر از هر کسی میتواند موجب شود احساس کنید دوستداشتنی هستید و چه عمل خاصی انجام میدهد که موجب میشود احساس عشق و محبت کنید؟

از لحاظ بدنی، احساسی، ذهنی و معنوی چه احساسی دربارهی خودتان دارید؟

چه کسی و چه چیزی موجب میشود احساس کنید که الهام میگیرید؟ وقتی الهام میگیرید، چه احساسی دارید؟

در دنیا مهمترین چیز برای شما چیست؟

اگر قرار بود فقط یک روز دیگر از عمرتان باقی باشد، چطور آن را سپری میکردید؟

از چه چیزی بیشتر میترسید؟

اگر میتوانستید در بقیهی زندگیتان فقط یک چیز بهدست آورید، آن چیست؟

چه چیزهایی شما را کسل میکند، چه چیزهایی شما را همیشه کسل میکرده است و چه چیزهایی هرگز شما را کسل نمیکند؟

پول چقدر برایتان مهم است؟ چقدر زمان صرف فکر کردن دربارهی آن میکنید و چه سطح درآمدی را مدنظر دارید؟

خداوند چه نقشی در زندگیتان دارد؟ آیا به خداوند باور دارید و اگر دارید، چگونه با او ارتباط برقرار میکنید؟

سه مورد از مهمترین علایق خودتان را بهترتیب بنویسید.

بزرگترین دشمنتان کیست و چرا و چطور با شما دشمن شده است؟

غذا چقدر برای شما مهم است؟ آیا اغلب در فکر خوردن هستید و آیا غذا خوردن شما نظم و انضباط خاصی دارد.

نظرتان در این مورد که با یک نفر ازدواج کنید و بقیهی عمرتان را با او بگذرانید، چیست؟ سه دلیل برای اینکه تکهمسری را دوست دارید و سه دلیل که آن را نمیپسندید، ذکر کنید.

آیا خودتان را از نظر احساسی سالم میبینید؟ در چه حیطههایی سالم هستید و در چه حیطههایی به رشد نیاز دارید؟

اختلاف و تعارض چه نقشی در زندگیتان دارد؟ آیا با کسانی که خیلی با شما صمیمی هستند همواره دعوا و کشمکش و جروبحث میکنید؟ چطور اغلب بین شما و آنها اختلاف بروز میکند؟

دوست دارید دوستانتان پس از مرگ شما چه چیز دربارهتان بگویند؟

 

اگر به‌دقت به این پرسشها جواب دهید، بینش و اطلاعات عمیقی بهدست میآورید. با این بیست سؤال شروع کنید. یک بعدازظهر کامل را به آن اختصاص دهید. در انتهای کار، بهحتم اطلاعات از اعماق آگاهیتان به سطح خواهد رسید.

راهبرد دوم

در مورد جوابهای خود با دو یا سه تن از دوستان صمیمی یا اعضای خانوادهتان بحث و گفتگو کنید.

گاهی دیگران بهتر از خودمان میتوانند ما را ببینند. ما نقاط کوری داریم و برخی از جنبههای خاص شخصیتمان را بهخوبی نمیبینیم. ازاین‌رو، هدف راهبرد دوم این است از کسانی که شما را خیلی خوب میشناسند، بازخورد صادقانه بگیرید. وقتی به این اشخاص زمینهی کافی برای بحث و گفتگو بدهید، غنیترین اطلاعات را بهدست میآورید.

از سه نفر از کسانی که شما را خوب میشناسند بخواهید مدت زمانی را به شما اختصاص دهند. بهطور دقیق به آنها بگویید که میخواهید چهکار کنید و قصد دارید خودتان را بهتر از قبل بشناسید. بگویید که این کتاب را میخوانید و به بیست سؤال آن جواب دادهاید و اینکه خواهان بازخورد صادقانهی آنها هستید. از آنها درخواست کنید جوابهای شما را بخوانند و هر مطلبی که احساس میکنند میتواند در شناخت بهتر شما کمک کند، به جوابها اضافه کنند. به آنها بگویید که جواب صادقانهشان موجب ناراحتی شما نخواهد شد.

وقتی میخواهید خودتان را بشناسید، دوستان و اعضای خانواده که شما را خوب میشناسند، میتوانند نقش مؤثری داشته باشند. آنها اغلب دیدی از شما دارند که خودتان ندارید و ممکن است دیدگاهشان را با شما در میان نگذاشته باشند. گاهی همین اطلاعات ممکن است موجب شود در پی شخصی متفاوت از آنچه میخواستید، بگردید.

راهبرد سوم

درخت خانوادگیتان را ترسیم کنید و آن را با نمودارهایی از اعضای خانوادهتان تکمیل کنید.

همهی ما محصول خانواده خود هستیم و تحت تأثیر والدین، برادرها، خواهرها و اعضای گستردهتر خانواده به هزاران شیوه شکل گرفته و تربیت شدهایم. گاهی تحت تأثیر نیاکانی قرار داریم که حتی آنها را نمیشناسیم.

برای رسیدن به درک و بینش بهتری از خودتان، درخت خانوادگیتان را ترسیم کنید. برای هر فرد حلقهای بکشید و اسم او را در حلقه قرار دهید. در بالا، از کسی که دربارهی او اطلاعات دارید شروع کنید. برای مثال، پدر پدربزرگ یا مادربزرگتان؛ و به همین ترتیب ادامه دهید تا نوبت به خودتان و همهی خواهر و برادرهایی که دارید، برسد.

سپس دربارهی هریک از اعضا کمی فکر کنید. چه چیزهایی دربارهی آنها میدانید که بهطور مستقیم به شما ارتباط پیدا میکند؟ چطور بودند یا هستند و چطور به شما شباهت پیدا میکنند؟ حقیقت این است که آنها پیوندهای زیستی و اجتماعی با شما دارند و بهیقین برخی از ویژگیهای آنها در شما نیز وجود دارد.

درنهایت، دو یا سه نفر از آنها را انتخاب کنید و دربارهشان یک صفحه بنویسید. کسانی را انتخاب کنید که بیشترین تأثیر را در شما گذاشتهاند، مثل پدر، مادر، برادر. کمتر کسی است که از این تمرین منبع گستردهای از اطلاعات را بهدست نیاورد.

راهبرد چهارم

زندگیتان را به دورههای پنجساله تقسیم کنید و برای هر دوره تحلیلی بنویسید.

همهی ما اگر بخواهیم دربارهی زندگیمان مطلب بنویسیم، موضوعات زیادی برای گفتن داریم. پس خودکار و کاغذی بردارید و ابتدا دربارهی پنج سال اول زندگیتان بنویسید. دربارهی خاطراتی که به ذهنتان میرسد، خوب یا بد، و رخدادهایی که تأثیر مهمی در شما گذاشته است، بنویسید. سپس همین کار را در مورد شش تا ده سالگیتان بکنید و به همین ترتیب ادامه دهید. هدف از این تمرین رسیدن به مهمترین و تأثیرگذارترین خاطرهها، اشخاص، شرایط و هر مورد دیگر است، بهویژه مواردی که هماکنون نیز در شما تأثیر میگذارد.

راهبرد پنجم

از آزمونهای روانشناختی استفاده کنید.

شما میتوانید از آزمونهایی مختلف استفاده کنید تا سطح هوش خودتان را بسنجید و با استفاده از آزمونهای شخصیتی، برداشت بهتری از خود بهدست آورید. یکی از آزمونهایی که توصیه میشود، آزمون شخصیت چندوجهی مینهسوتا یا MMPI است که البته باید زیر نظر روانشناس انجام گیرد. این آزمون خیلی مفید است و نمایی از شخصیتتان را آشکار میکند. آزمونهای دیگری هم وجود دارد که خودتان بهتنهایی میتوانید انجام دهید و به شما در خودشناسی کمک فراوانی میکند.

فایدهی خودشناسی

بهایی که برای شناخت خودتان میپردازید اندک اما سودمندی آن فراوان و ماندگار است. مردان و زنانی که خودشان را خوب میشناسند، فرصت و شرایط بهتری در انتخاب شریک زندگیشان دارند. برعکس، کسانیکه درک و بینش کافی نسبت به خود ندارند، خویشتن را بهدست شانس و اقبال میسپارند و به امید بهترینها میمانند.

انتخاب همسری که مناسب شما باشد پاداش وقت و زمانی است که برای شناخت خودتان صرف میکنید. همچنین اگر خودتان را بهحد کافی بشناسید، میتوانید به‌سرعت و بهگونهای مؤثر طرف مقابلتان را ارزیابی کنید تا ببینید آیا او برای شما مناسب هست یا خیر. شما از همان شروع ارتباط میتوانید ببینید که آیا باید زمان، انرژی و توجهتان را صرف آن کنید یا نه.

مردان و زنانی که خودشان را خوب میشناسند، فرصت و شرایط بهتری را در انتخاب شریک زندگیشان دارند.واقعیت هایی در مورد ازدواج و فواید ازدواج عاقلانه - سری دوم

 

منبع

کتاب ازدواج عاقلانه؛ نویسندگان: دکتر باربارا دی آنجلیس، دکتر نیل کلارک وارن، دکتر پاتریشیا لاو

مترجمان: شمسالدین حسینی؛ الهام آرام نیا؛ انتشارات نسل نواندیش

 

لینک این مطلب :
این مطلب را به اشتراک بگذارید:
نظرات
برای نظر دادن ابتدا باید وارد سایت شوید.

ورود به سایت